تبلیغات
سبــک زنــدگی برتـــر - حفظ آبرو و حیثیت نیازمندان

 
فدایت شوم، شما كه زیاد عطا و لطف نمودى، چرا صورت خود را از او پنهان كردى؟ ...

حضرت رضا(ع) درمجلس حاضر بود و عدّه زیادى نزد ایشان بودند و از احكام شرعى مى‏پرسیدند، ناگاه مردى وارد شد. سلام كرد و گفت: اى پسر پیامبر، من از دوستان شما و پدران و اجداد شما هستم، (از خراسان)به حج آمدم،  آذوقه‏ام تمام  و درمانده شدم، اگر صلاح مى‏دانى مرا روانه شهرم نما، وقتى به وطنم رسیدم آنچه شما داده‏اى از جانب شما صدقه مى‏دهم زیرا من مستحق صدقه نیستم. حضرت فرمود: بنشین، رحمت خدا بر تو؛ سپس به كار مردم پرداخت تا مجلس خلوت شد و سه نفر باقى ماندند. حضرت از آن ها اجازه گرفت و به اندرونى رفت، پس از مدتى آمد و بدون آن كه خود را نشان دهد دست مبارك را از بالاى در خارج كرد و فرمود: آن مرد خراسانى كجاست؟ عرض كرد: اینجا هستم. فرمود: این دویست دینار را بگیر و براى مخارج و توشه خود استفاده كن و مواظب باش و از جانب من نیز لازم نیست صدقه بدهى، برو تا تو را نبینم و مرا نبینى! و آن مرد رفت.
حضرت بیرون آمد، یكى از حاضران گفت: فدایت شوم، شما كه زیاد عطا و لطف نمودى، چرا صورت خود را از او پنهان كردى؟ فرمود: تا مبادا ذلّت سؤال را در صورتش ببینم! مگر نشنیده‏اى حدیث رسول الله (ص) را كه فرمود: آن كه كار نیك را مخفیانه انجام دهد مانند هفتاد حج است! و آن كه گناه را آشكار انجام دهد رها شده است وآن كه گناه را مخفى انجام دهد آمرزیده است.
 سپس حضرت شعرى به این مضمون خواند: هرگاه كه حاجتى نزد او ببرم، با آبرویم از نزد او باز مى‏گردم.

منبع: ره توشه( حكایت آفتاب)، سید محمد نجفی یزدی،اداره امور فرهنگی آستان قدس رضوی





طبقه بندی: اخــــلاق رضـــــــوی،  فضــــایل امــــام رضــــا (ع)،  ابــــعاد شخصــیتی امــام رضـــا (ع)، 
برچسب ها: امام رضا (ع)، سبک زندگی برتر،  
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 17 شهریور 1392 توسط وحید
تمامی حقوق مطالب برای سبــک زنــدگی برتـــر محفوظ می باشد